پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۴

زبحر عشق مجوئید همرهان ساحل

که گرچه نوح بود کشتیش بود باطل

خلاف یوسف یعقوب کرد یوسف ما

که در سفر به پدر آمده است هم محمل

بجاست محمل و لیلی میان قافله نیست

چه آید از تن بیجان چو روح شد راحل

غبار سان زرکیبش دمی جدا نشوم

زاتصال من و دوست مدعی غافل

زرشک اینکه تو پرتو دهی بمحفل عام

بسوختن شده پروانه تو مستعجل

فکند شاهد ما پرتوئی بمیخانه

که طوف میکده ام گشته کعبه مقبل

زبعد قتل کنم گریه ها مگر شویم

نشان خون زسرانگشت پنجه قاتل

نه ای تو بلبل عاشق برو سمندر باش

چه حاجتست از این گفتگوی بیحاصل

ولی زخون نتوان شست رنگ خون زآن دست

فغان که سعی دل و دیده هر دو شد باطل

سواره کی خبر از حال خستگان دارد

که فرقهاست بدوران زراحل و راجل

زحسن طلعت لیلا چو نیستت خبری

برو ملامت مجنون مکن تو ای غافل

بکعبه فخر کند بی گزاف آشفته

میان بتکده ای گر علی کند منزل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۶بر برگ سمن میزنی از مشک طری خال
  2. شمارهٔ ۶۶۷بنشست بتا نقش تو تا در حرم دل
  3. شمارهٔ ۶۶۸ابر برکشت من ار گشت زامساک بخیل
  4. شمارهٔ ۶۶۹گفتی ز فراق یار چونم
  5. شمارهٔ ۶۷۰زلفین تو را موی بمو گشتم و دیدم
  6. شمارهٔ ۶۷۱دوش با باد دمی شکوه زهجران کردم
  7. شمارهٔ ۶۷۲دل به بر داشت فغانی و گمان کردم
  8. شمارهٔ ۶۷۳با تف عشق ما در افتادیم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.