پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵۹

می‌رفت و هزار دل دنبال

سرپنجه ز خون مرد و زن آل

سمین ذقنش چو چاه بیژن

گیسوش کمند رستم زال

می‌رفت چو آهوان وحشی

می‌کرد گهی نظر به دنبال

می‌کرد گه از مژه اشارت

می‌ریخت ز چشم خلق قیفال

می‌رفت الف صفت مجرد

زلفش به قفا خمیده چون دال

چون سایه منش دویدم از پی

در پای فتادمش چو خلخال

گفتم مرو ای روان عشاق

گفتم مرو ای همای اقبال

تو رفتی و دیده ماند بی‌نور

تو جانی و بی‌تو تن بزلزال

گر مطلب تست خون عاشق

برخیز چه می‌کنی تو احمال

من بسمل و غافل است صیاد

گو شیر بدرّدم به چنگال

خم کرد کمان ابروان را

بگذاشت در او خدنگ قتال

گفتا بگذار دامنم را

ورنه کنمت ز خون قبا آل

آشفته تو بسته کمندی

ای صعوه چه می‌زنی پر و بال

چون عشق به زورمندی آمد

از کار افتاد عقل فعال

بر دامن مرتضی بزن چنگ

بنشین همه عمر فارغ‌البال

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۱بختی عقلم بگسسته عقال
  2. شمارهٔ ۶۶۲ز همرهان مجازی کناره کن ای دل
  3. شمارهٔ ۶۶۳محرمی کو که بگویم غم دیرینه دل
  4. شمارهٔ ۶۶۴زبحر عشق مجوئید همرهان ساحل
  5. شمارهٔ ۶۶۵بغیر من که فتاد است بارم اندر گل
  6. شمارهٔ ۶۶۶بر برگ سمن میزنی از مشک طری خال
  7. شمارهٔ ۶۶۷بنشست بتا نقش تو تا در حرم دل
  8. شمارهٔ ۶۶۸ابر برکشت من ار گشت زامساک بخیل
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.