پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۲

خاک شیراز اگرچه شده دامن گیرم

نتوانم دل از این نوسفران برگیرم

گرچه خم شد چو کمان قامتم از پیری و ضعف

میدواند سوی او شوق بسر چون تیرم

از چه یکشب بمه خرگهی ما نرسد

بگذرد گرچه زماه آه دل شبگیرم

من نه خود سر زقفای تو بسر میآیم

حلقه زلف بگو تا نکشد زنجیرم

منزل مدعیان شد شکن زلف کجت

من دیوانه بگو تا چه بود تدبیرم

گر میان من و لیلی است بصد مرحله بعد

لیک مجنون نیم ار دیده ازو برگیرم

محرم کوی توام گر نظری رفت خطا

که به قربان شَومَت ، در گذر از تقصیرم

گر نصحیت بکنندم که مرو از پی دوست

حاش لله که نصیحت زکسی بپذیرم

سوی تو آیم اگر بخت کند تعجیلی

روی تو بینم اگر مرگ کند تأخیرم

آرمت سوی خود از آه سحرگاه شبی

تا نخندی تو بر این ناله بی تأثیرم

یک اذان بیش نگفتم زپیش وقت رحیل

گر دهد گوش زهر سو شنود تکفیرم

نبرم رشته زنار سر زلف بتان

زاهد شهر بگو تا بکند تکفیرم

جان گر آشفته رود مهر علی برجا هست

که برآمیخته مهرش زازل با شیرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۴همه شب هم سفر باد سحرگاه شدم
  2. شمارهٔ ۶۸۵همتی ساقیا که مخمورم
  3. شمارهٔ ۶۸۶شور از آن لعل پرشکر دارم
  4. شمارهٔ ۶۸۷زمشکین موی و روی ای لعبت روم
  5. شمارهٔ ۶۸۸سالها رفت که ای عشق نگیری خبرم
  6. شمارهٔ ۶۸۹مانده بر دست این دل صد پاره‌ام
  7. شمارهٔ ۶۹۰تا عطف عنان کرد زآفاق خیالم
  8. شمارهٔ ۶۹۱رحمی ای ساقی که از دیر و حرم بیگانه‌ام
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.