پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۱

رند و مستم دگر نمی‌دانم

بیخود استم دگر نمی‌دانم

تا بود نقش تو به کعبه دل

بت‌پرستم دگر نمی‌دانم

توبه و عهد ساغری زاهد

دی شکستم دگر نمی‌دانم

سبحه زرق و رشته زنار

برگسستم دگر نمی‌دانم

برگسستم علاقه از عالم

بر تو بستم دگر نمی‌دانم

خسته‌ام از طلب به کوی مغان

برنشستم دگر نمی‌دانم

کیست آشفته مدح‌خوان علی‌ست

آنچه هستم دگر نمی‌دانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۳نغمات عجب زند تارم
  2. شمارهٔ ۶۸۴همه شب هم سفر باد سحرگاه شدم
  3. شمارهٔ ۶۸۵همتی ساقیا که مخمورم
  4. شمارهٔ ۶۸۶شور از آن لعل پرشکر دارم
  5. شمارهٔ ۶۸۷زمشکین موی و روی ای لعبت روم
  6. شمارهٔ ۶۸۸سالها رفت که ای عشق نگیری خبرم
  7. شمارهٔ ۶۸۹مانده بر دست این دل صد پاره‌ام
  8. شمارهٔ ۶۹۰تا عطف عنان کرد زآفاق خیالم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.