پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۰

نه همین عشق تو آمد پی تسخیر دلم

که بود مهر تو آمیخته در آب و گلم

جان طلب میکند آن شوخ زن بهر نثار

نیم جانیست مرا در کف و زین هم خجلم

وعده قتلم بمن داد رقیبانرا کشت

بارها هست بدل زآن بت پیمان گسلم

خون من چیست که آید بقلم در صف حشر

که زناقابلی خویش بسی منفعلم

خرقه و سبحه و سجاده بمیخانه برم

تا کند پیر خرابات زعصیان بهلم

لاجرم ابر سیه گردد و طوفان آرد

اشک و آهی که برآمیخت به هم متصلم

نروم جانت سینا پی دیدار که دوش

کرد نور علی آشفته تجلی به دلم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۲خاک شیراز اگرچه شده دامن گیرم
  2. شمارهٔ ۶۸۳نغمات عجب زند تارم
  3. شمارهٔ ۶۸۴همه شب هم سفر باد سحرگاه شدم
  4. شمارهٔ ۶۸۵همتی ساقیا که مخمورم
  5. شمارهٔ ۶۸۶شور از آن لعل پرشکر دارم
  6. شمارهٔ ۶۸۷زمشکین موی و روی ای لعبت روم
  7. شمارهٔ ۶۸۸سالها رفت که ای عشق نگیری خبرم
  8. شمارهٔ ۶۸۹مانده بر دست این دل صد پاره‌ام
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.