پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۸

همچو یعقوب ز نو مصلحتی ساخته‌ام

تازه نرد نظری با پسری باخته‌ام

به هواداری آن طرفه غزال چینی

دام در رهگذر آهویی انداخته‌ام

تا چه آید به من آخر ز هوسناکی دل

که به گل بلبل و بر سرو سهی فاخته‌ام

گر بتازد به سرم لشکری از جا نروم

تا علم بر سر میدان تو افراخته‌ام

گفتم ابرو به رخت یا که کمانی‌ست به خم

گفت نه تیغ که بر مهر و به مَهْ آخته‌ام

تا که نقش علی آشفته به دل صورت بست

خانه زاغیار به صد جَهْدْ بپرداخته‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۰نه همین عشق تو آمد پی تسخیر دلم
  2. شمارهٔ ۶۸۱رند و مستم دگر نمی‌دانم
  3. شمارهٔ ۶۸۲خاک شیراز اگرچه شده دامن گیرم
  4. شمارهٔ ۶۸۳نغمات عجب زند تارم
  5. شمارهٔ ۶۸۴همه شب هم سفر باد سحرگاه شدم
  6. شمارهٔ ۶۸۵همتی ساقیا که مخمورم
  7. شمارهٔ ۶۸۶شور از آن لعل پرشکر دارم
  8. شمارهٔ ۶۸۷زمشکین موی و روی ای لعبت روم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.