پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۶

در چه نخشب ماهی دیدم

یوسفی در تک چاهی دیدم

بر لب چشمه نوش از خط سبز

اثر مهر گیاهی دیدم

میدویدم پی خونخواره دل

زآن سرانگشت گواهی دیدم

سرو دیدم که قبا پوشیده

بر سر ماه کلاهی دیدم

آخته تیغ بقتل اسلام

کافر چشم سیاهی دیدم

خط و خال و مژه و زلف سیاه

صف بصف خیل و سپاهی دیدم

من گریزان شده آشفته زبیم

تا بمیخانه پناهی دیدم

پیر میخانه مگر حیدر بود

کش گدایان همه شاهی دیدم

بطلب گرد دو گیتی گشتم

کی به جز کی تو راهی دیدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۸در خرابات مغان تا که پناهی داریم
  2. شمارهٔ ۷۱۹خواهی که بخاک ره بمیرم
  3. شمارهٔ ۷۲۰با تو عمریست که تا نرد نظرم میبازم
  4. شمارهٔ ۷۲۱منکه در میکده منزل بود از آغازم
  5. شمارهٔ ۷۲۲عکس جمال این و آن هر چه فتاد در دلم
  6. شمارهٔ ۷۲۳شبی که بی تو بود شمع برنیفروزم
  7. شمارهٔ ۷۲۴ایکه شد ما در فکرت پی وصف تو عقیم
  8. شمارهٔ ۷۲۵شکایت از خم زلفین یار چون گویم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.