پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱۵

برخیز تا بکوی مغان التجا کنیم

داغ درون خسته بجامی دوا کنیم

آن به که صرف خدمت دردی کشان شود

عمری که صرف فسق و فجور و ریا کنیم

فسق و فجور و زهد وغرور و ریا خطاست

فکر صواب از پی رفع خطا کنیم

سعی و صفا و مروه بکعبه ثمر نکرد

در میکده بحلقه مستان صفا کنیم

یکشب در سرای مغان گر کنند باز

سی روزه روزه را بصبوحی قضا کنیم

زاهد زخوف دین نکند جا بمیکده

در خوفگاه جا بامید رجا کنیم

افتاده عکس ساقی ما در درون جام

ساقی بیار باده که رو در خدا کنیم

بارم دهد بمیکده گر پیر میفروش

منزل بصحن بارگه کبریا کنیم

یعنی که حلقه در شاه نجف علی

گیریم و عمر دولت شه را دعا کنیم

آشفته جست رشته حبل المتین دین

زنار زلف او زچه از کف رها کنیم

گر میشکی بساعد سیمین بروز حشر

حاشا که از تو ما طلب خونبها کنیم

قلب وجود ما بدر دوست چون رسد

از خاک کوی او همه تن کیمیا کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱۷سروشی دوش در مستی ز جانان کرد پیغامم
  2. شمارهٔ ۷۱۸در خرابات مغان تا که پناهی داریم
  3. شمارهٔ ۷۱۹خواهی که بخاک ره بمیرم
  4. شمارهٔ ۷۲۰با تو عمریست که تا نرد نظرم میبازم
  5. شمارهٔ ۷۲۱منکه در میکده منزل بود از آغازم
  6. شمارهٔ ۷۲۲عکس جمال این و آن هر چه فتاد در دلم
  7. شمارهٔ ۷۲۳شبی که بی تو بود شمع برنیفروزم
  8. شمارهٔ ۷۲۴ایکه شد ما در فکرت پی وصف تو عقیم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.