فهرست اشعار
- شمارهٔ ۷۲۱ منکه در میکده منزل بود از آغازم
- شمارهٔ ۷۲۲ عکس جمال این و آن هر چه فتاد در دلم
- شمارهٔ ۷۲۳ شبی که بی تو بود شمع برنیفروزم
- شمارهٔ ۷۲۴ ایکه شد ما در فکرت پی وصف تو عقیم
- شمارهٔ ۷۲۵ شکایت از خم زلفین یار چون گویم
- شمارهٔ ۷۲۶ ما ز ازل رند و مست و بادهپرستیم
- شمارهٔ ۷۲۷ تا که در حلقه زلف تو پناهی داریم
- شمارهٔ ۷۲۸ چون خال هندوی تو بر آتش نشستهایم
- شمارهٔ ۷۲۹ وقتی زفراق رنجه بودم
- شمارهٔ ۷۳۰ بر آن سرم که بگرد وفا و مهر نگردم
- شمارهٔ ۷۳۱ رفت به خشم دلبر و رحم نکرد بر دلم
- شمارهٔ ۷۳۲ تا چه شکوه بود از اختر نامسعودم
- شمارهٔ ۷۳۳ باگه در ملک فقر سلطانیم
- شمارهٔ ۷۳۴ گمان مدار که من از گزند مار بنالم
- شمارهٔ ۷۳۵ در سلسله آرد کاش آن زلف دلاویزم
- شمارهٔ ۷۳۶ همای عشق تو افکند سایه ی بسرم
- شمارهٔ ۷۳۷ زلف تو تا گرفتهام با همه در کشاکشم
- شمارهٔ ۷۳۸ چه زنم لاف که اوصاف تو را میدانم
- شمارهٔ ۷۳۹ زاهد شهر نیم تا به تو تزویر کنم
- شمارهٔ ۷۴۰ مکن ملامت دل کاو بخالت از ره رفت
- شمارهٔ ۷۴۱ بود چو زهر رقیب ار بیاورد شکرم
- شمارهٔ ۷۴۲ شاهد عید از در آمد شد ز دل اندوه بیم
- شمارهٔ ۷۴۳ گفتمش بسته آن طره پرچین توام
- شمارهٔ ۷۴۴ من آن نیم که بجز بار عشق یار کشم
- شمارهٔ ۷۴۵ هر که در میکده عشق شد امروز مقیم
- شمارهٔ ۷۴۶ چگونه از لب جانانه کام برگیرم
- شمارهٔ ۷۴۷ مرا چه کار بشکر لبان سیم اندام
- شمارهٔ ۷۴۸ بندم از زلف و خط سلسله مویان زنار
- شمارهٔ ۷۴۹ ببست غمزه شوخت بزلف دلبندم
- شمارهٔ ۷۵۰ چند همچون مرغ شب از تاب خور پنهان شوم
- شمارهٔ ۷۵۱ من عاشق بتانم و این کار میکنم
- شمارهٔ ۷۵۲ مردگان را از دم عیسی حیاتی تازه بود
- شمارهٔ ۷۵۳ آن ترک که غارتگر صبر است و سکونم
- شمارهٔ ۷۵۴ گشتیم جهان در طلب باز نشستیم
- شمارهٔ ۷۵۵ از که آوردی ای صبا پیغام
- شمارهٔ ۷۵۶ ای آفت دین و خصم اسلام
- شمارهٔ ۷۵۷ چگونه چشمه خورشید را بخاک بپوشم
- شمارهٔ ۷۵۸ گلعذاران گلستانی داشتم
- شمارهٔ ۷۵۹ چندانکه وفا کردم و اظهار ارادت
- شمارهٔ ۷۶۰ وقت کاخ است همان به که بصحرا نرویم
- شمارهٔ ۷۶۱ ما ساک کوی می فروشیم
- شمارهٔ ۷۶۲ بسکه مستغرق سودای تو بی خویشتنم
- شمارهٔ ۷۶۳ گفتم که بمی آتش عشقت بنشانم
- شمارهٔ ۷۶۴ آیا که داده فتوی بر بی گناهیم
- شمارهٔ ۷۶۵ خواستم حرف عشق ننگارم
- شمارهٔ ۷۶۶ زآن سرو زلف نافه بگشایم
- شمارهٔ ۷۶۷ مجالی نیست کز شور رقیبان با تو پیوندم
- شمارهٔ ۷۶۸ حاشا که بجز تو بخیال دگرستم
- شمارهٔ ۷۶۹ تو مگو که ناسزا بود خدایت ار بگفتم
- شمارهٔ ۷۷۰ من که نتوانم هوس را پای در دامن کشم
- شمارهٔ ۷۷۱ زد هجر بصبح وصال فالم
- شمارهٔ ۷۷۲ حاشا که توانم گفت آن راز که من دانم
- شمارهٔ ۷۷۳ ساقی بیار بوسم کز می خمار دارم
- شمارهٔ ۷۷۴ ای مظهر جانآفرین جانی تو از سر تا قدم
- شمارهٔ ۷۷۵ گفته بودی که ز کویت به ملامت بروم
- شمارهٔ ۷۷۶ نه توبه زاهد پیمانه بد که بشکستم
- شمارهٔ ۷۷۷ منصور صفت سر بسردار بدیدیم
- شمارهٔ ۷۷۸ این می که داد کز او سر بی خمار دارم
- شمارهٔ ۷۷۹ یارب که دهد آب باین تخم که کشتیم
- شمارهٔ ۷۸۰ به باغ عشق به جز میوهٔ فراق ندیدم
متن اشعار به نقل از گنجور.