پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

۱,۲۵۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۷۲۱ منکه در میکده منزل بود از آغازم
  2. شمارهٔ ۷۲۲ عکس جمال این و آن هر چه فتاد در دلم
  3. شمارهٔ ۷۲۳ شبی که بی تو بود شمع برنیفروزم
  4. شمارهٔ ۷۲۴ ایکه شد ما در فکرت پی وصف تو عقیم
  5. شمارهٔ ۷۲۵ شکایت از خم زلفین یار چون گویم
  6. شمارهٔ ۷۲۶ ما ز ازل رند و مست و باده‌پرستیم
  7. شمارهٔ ۷۲۷ تا که در حلقه زلف تو پناهی داریم
  8. شمارهٔ ۷۲۸ چون خال هندوی تو بر آتش نشسته‌ایم
  9. شمارهٔ ۷۲۹ وقتی زفراق رنجه بودم
  10. شمارهٔ ۷۳۰ بر آن سرم که بگرد وفا و مهر نگردم
  11. شمارهٔ ۷۳۱ رفت به خشم دلبر و رحم نکرد بر دلم
  12. شمارهٔ ۷۳۲ تا چه شکوه بود از اختر نامسعودم
  13. شمارهٔ ۷۳۳ باگه در ملک فقر سلطانیم
  14. شمارهٔ ۷۳۴ گمان مدار که من از گزند مار بنالم
  15. شمارهٔ ۷۳۵ در سلسله آرد کاش آن زلف دلاویزم
  16. شمارهٔ ۷۳۶ همای عشق تو افکند سایه ی بسرم
  17. شمارهٔ ۷۳۷ زلف تو تا گرفته‌ام با همه در کشاکشم
  18. شمارهٔ ۷۳۸ چه زنم لاف که اوصاف تو را میدانم
  19. شمارهٔ ۷۳۹ زاهد شهر نیم تا به تو تزویر کنم
  20. شمارهٔ ۷۴۰ مکن ملامت دل کاو بخالت از ره رفت
  21. شمارهٔ ۷۴۱ بود چو زهر رقیب ار بیاورد شکرم
  22. شمارهٔ ۷۴۲ شاهد عید از در آمد شد ز دل اندوه بیم
  23. شمارهٔ ۷۴۳ گفتمش بسته آن طره پرچین توام
  24. شمارهٔ ۷۴۴ من آن نیم که بجز بار عشق یار کشم
  25. شمارهٔ ۷۴۵ هر که در میکده عشق شد امروز مقیم
  26. شمارهٔ ۷۴۶ چگونه از لب جانانه کام برگیرم
  27. شمارهٔ ۷۴۷ مرا چه کار بشکر لبان سیم اندام
  28. شمارهٔ ۷۴۸ بندم از زلف و خط سلسله مویان زنار
  29. شمارهٔ ۷۴۹ ببست غمزه شوخت بزلف دلبندم
  30. شمارهٔ ۷۵۰ چند همچون مرغ شب از تاب خور پنهان شوم
  31. شمارهٔ ۷۵۱ من عاشق بتانم و این کار می‌کنم
  32. شمارهٔ ۷۵۲ مردگان را از دم عیسی حیاتی تازه بود
  33. شمارهٔ ۷۵۳ آن ترک که غارتگر صبر است و سکونم
  34. شمارهٔ ۷۵۴ گشتیم جهان در طلب باز نشستیم
  35. شمارهٔ ۷۵۵ از که آوردی ای صبا پیغام
  36. شمارهٔ ۷۵۶ ای آفت دین و خصم اسلام
  37. شمارهٔ ۷۵۷ چگونه چشمه خورشید را بخاک بپوشم
  38. شمارهٔ ۷۵۸ گلعذاران گلستانی داشتم
  39. شمارهٔ ۷۵۹ چندانکه وفا کردم و اظهار ارادت
  40. شمارهٔ ۷۶۰ وقت کاخ است همان به که بصحرا نرویم
  41. شمارهٔ ۷۶۱ ما ساک کوی می فروشیم
  42. شمارهٔ ۷۶۲ بسکه مستغرق سودای تو بی خویشتنم
  43. شمارهٔ ۷۶۳ گفتم که بمی آتش عشقت بنشانم
  44. شمارهٔ ۷۶۴ آیا که داده فتوی بر بی گناهیم
  45. شمارهٔ ۷۶۵ خواستم حرف عشق ننگارم
  46. شمارهٔ ۷۶۶ زآن سرو زلف نافه بگشایم
  47. شمارهٔ ۷۶۷ مجالی نیست کز شور رقیبان با تو پیوندم
  48. شمارهٔ ۷۶۸ حاشا که بجز تو بخیال دگرستم
  49. شمارهٔ ۷۶۹ تو مگو که ناسزا بود خدایت ار بگفتم
  50. شمارهٔ ۷۷۰ من که نتوانم هوس را پای در دامن کشم
  51. شمارهٔ ۷۷۱ زد هجر بصبح وصال فالم
  52. شمارهٔ ۷۷۲ حاشا که توانم گفت آن راز که من دانم
  53. شمارهٔ ۷۷۳ ساقی بیار بوسم کز می خمار دارم
  54. شمارهٔ ۷۷۴ ای مظهر جان‌آفرین جانی تو از سر تا قدم
  55. شمارهٔ ۷۷۵ گفته بودی که ز کویت به ملامت بروم
  56. شمارهٔ ۷۷۶ نه توبه زاهد پیمانه بد که بشکستم
  57. شمارهٔ ۷۷۷ منصور صفت سر بسردار بدیدیم
  58. شمارهٔ ۷۷۸ این می که داد کز او سر بی خمار دارم
  59. شمارهٔ ۷۷۹ یارب که دهد آب باین تخم که کشتیم
  60. شمارهٔ ۷۸۰ به باغ عشق به جز میوهٔ فراق ندیدم

متن اشعار به نقل از گنجور.