پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲۸

چون خال هندوی تو بر آتش نشسته‌ایم

سوزان ولیک تازه و تر خوش نشسته‌ایم

برد و سلام خواند بر او جبرئیل عشق

در باغ چون خلیل و بر آتش نشسته‌ایم

رد و قبول در کف صورت نگار و ما

چو لعبتی به کاخ منقش نشسته‌ایم

عشق تو آتشی است پی امتحان و ما

اندر خلاص چون زر بی‌غش نشسته‌ایم

مست شراب رنجه ز درد سر خمار

ما از شراب عشق تو سر خوش نشسته‌ایم

قومی کنند بر سر دنیای دون نزاع

ما فارغ از نزاع و کشاکش نشسته‌ایم

آشفتگی ما چو ز سودای زلف تست

مجموع خاطریم و مشوش نشسته‌ایم

تا رایض است مهر علی چرخ رام ماست

نشکفت اگر به توسن سرکش نشسته‌ایم

ما زر نه‌ایم لیک خود از معدن زریم

پهلوی زر ناب چو مرقش نشسته‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۰بر آن سرم که بگرد وفا و مهر نگردم
  2. شمارهٔ ۷۳۱رفت به خشم دلبر و رحم نکرد بر دلم
  3. شمارهٔ ۷۳۲تا چه شکوه بود از اختر نامسعودم
  4. شمارهٔ ۷۳۳باگه در ملک فقر سلطانیم
  5. شمارهٔ ۷۳۴گمان مدار که من از گزند مار بنالم
  6. شمارهٔ ۷۳۵در سلسله آرد کاش آن زلف دلاویزم
  7. شمارهٔ ۷۳۶همای عشق تو افکند سایه ی بسرم
  8. شمارهٔ ۷۳۷زلف تو تا گرفته‌ام با همه در کشاکشم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.