پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۲

تا چه شکوه بود از اختر نامسعودم

که به تعداد سگان در شه معدودم

گرچه بردیم بسی رنج زایام فراق

برد در کوی ایاز عاقبت محمودم

لله الحمد که در کوی مغان معتبرم

اگر از خانقه و کعبه دلا مردودم

نکنم طوف حرم رخ ننهم سوی کنشت

با تو سازم که از این هر دو توئی مقصودم

جلوه نور تو بر سجده آدم سبب است

من هم از پرتو مهرت بملک مسجودم

بی تو گر عمر خضر میدهدم معدومم

ور شوم در تو فنا در دو جهان موجودم

منت از دیده ندارم پی دیدار بتان

منکه شاهد بود از پرده دل مشهودم

تا مبادا که کند در تو اثر آتش من

سوختم از تو نهان تا که نه بینی دودم

رنگ می کی رود از جامه مرا ای زاهد

کاز ازل خرقه تن بوده شراب آلودم

بافت در کارگه عشق تو نساج مرا

از ولای تو و اولاد تو تار و پودم

بعد از این چهره نسایم بدری آشفته

که بخاک درشه جبهه طاعت سودم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۴گمان مدار که من از گزند مار بنالم
  2. شمارهٔ ۷۳۵در سلسله آرد کاش آن زلف دلاویزم
  3. شمارهٔ ۷۳۶همای عشق تو افکند سایه ی بسرم
  4. شمارهٔ ۷۳۷زلف تو تا گرفته‌ام با همه در کشاکشم
  5. شمارهٔ ۷۳۸چه زنم لاف که اوصاف تو را میدانم
  6. شمارهٔ ۷۳۹زاهد شهر نیم تا به تو تزویر کنم
  7. شمارهٔ ۷۴۰مکن ملامت دل کاو بخالت از ره رفت
  8. شمارهٔ ۷۴۱بود چو زهر رقیب ار بیاورد شکرم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.