پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۷

زلف تو تا گرفته‌ام با همه در کشاکشم

خال تو تا گزیده‌ام هندوی دل در آتشم

از نمکین لب توام بوده غذای روح و بس

گیردم آن نمک اگر من نمک دگر چشم

مستم و نیست درد سر تا به صباح محشرم

تا لب می‌پرست تو داده شراب بی‌غشم

باده نخورده چشم تو مستی اوست از کجا

و از اثرش عجب که من باده نخورده سرخوشم

تا که به پرده درون نقش نگار کرده‌ام

رشک نگارخانه شد این صحف منقشم

نی زد لاف از شکر خامه ز وصف آن دهان

گفت خجل نمی‌شوی از سخنان دلکشم

من که حدیث عشق را شرح هزار گفته‌ام

پیش لب تو غنچه‌سان بسته‌دهان و خامشم

عشق تو گفتم از سرم مرگ مگر برون برد

خاک شد استخوانم و عشق نشد فراموشم

خصم اگر چه شخ کمان کرده کمین به قصد جان

تیر ولای مرتضی هست نهان به ترکشم

گفت به زلف او دلم از چه مشوشی بگو

تا تو به حلقه‌ام دری آشفته من مشوشم

از اثر شراب تو وز رخ بی‌حجاب تو

آگهم ارچه والهم عاقلم ارچه بی‌هشم

لاف مزن ز مهر و مه کز خم طره دوتا

حلقه بگش مهر و مه کرده نگار مهوشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳۹زاهد شهر نیم تا به تو تزویر کنم
  2. شمارهٔ ۷۴۰مکن ملامت دل کاو بخالت از ره رفت
  3. شمارهٔ ۷۴۱بود چو زهر رقیب ار بیاورد شکرم
  4. شمارهٔ ۷۴۲شاهد عید از در آمد شد ز دل اندوه بیم
  5. شمارهٔ ۷۴۳گفتمش بسته آن طره پرچین توام
  6. شمارهٔ ۷۴۴من آن نیم که بجز بار عشق یار کشم
  7. شمارهٔ ۷۴۵هر که در میکده عشق شد امروز مقیم
  8. شمارهٔ ۷۴۶چگونه از لب جانانه کام برگیرم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.