پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۴

من آن نیم که بجز بار عشق یار کشم

نیم حمول که جز بار دوست بار کشم

کناره جوی شوم من زباغ کون و مکان

مگر چو جو قد سرو تو در کنار کشم

قرار ما ز ازل نیست غیر جان بازی

گمان مدار که من دست از این قرار کشم

نه مردیست گریزان شدن زعرصه عشق

زنی زسر بنهم بار مرد وار کشم

من و تحمل در جور مدعی حاشا

جفای مدعیان از برای یار کشم

چو دست میدهدم نشئه محبت دوست

چه حاجتست که درد سر خمار کشم

گل وصالش آشفته چون بدست افتاد

سزد بباغ اگر منتی زخار کشم

بآان امید که تازد بخاک من روزی

هزار منت از آن ترک شهسوار کشم

اگر غبار در مرتضی بیارد باد

به چشم یک دو سه میلی از آن غبار کشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۶چگونه از لب جانانه کام برگیرم
  2. شمارهٔ ۷۴۷مرا چه کار بشکر لبان سیم اندام
  3. شمارهٔ ۷۴۸بندم از زلف و خط سلسله مویان زنار
  4. شمارهٔ ۷۴۹ببست غمزه شوخت بزلف دلبندم
  5. شمارهٔ ۷۵۰چند همچون مرغ شب از تاب خور پنهان شوم
  6. شمارهٔ ۷۵۱من عاشق بتانم و این کار می‌کنم
  7. شمارهٔ ۷۵۲مردگان را از دم عیسی حیاتی تازه بود
  8. شمارهٔ ۷۵۳آن ترک که غارتگر صبر است و سکونم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.