پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۸

بندم از زلف و خط سلسله مویان زنار

تا که شایسته ات آشفته به تکفیر کنم

چیست زنار کمند خم زلف جانان

کفر بیشایبه بر عشق تو تفسیر کنم

نه ای عشق بجز دست خدا گر قدرت

بقفا گوئی همواره چه تقدیر کنم

خواستم شرح مدیحت زدبیر افلاک

گفت جف القلم آشفته چه تحریر کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۰چند همچون مرغ شب از تاب خور پنهان شوم
  2. شمارهٔ ۷۵۱من عاشق بتانم و این کار می‌کنم
  3. شمارهٔ ۷۵۲مردگان را از دم عیسی حیاتی تازه بود
  4. شمارهٔ ۷۵۳آن ترک که غارتگر صبر است و سکونم
  5. شمارهٔ ۷۵۴گشتیم جهان در طلب باز نشستیم
  6. شمارهٔ ۷۵۵از که آوردی ای صبا پیغام
  7. شمارهٔ ۷۵۶ای آفت دین و خصم اسلام
  8. شمارهٔ ۷۵۷چگونه چشمه خورشید را بخاک بپوشم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.