پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵۳

آن ترک که غارتگر صبر است و سکونم

گو باز بیا تا که کشی پنجه بخونم

آن روز که زد طاق نهان خانه عشقت

من بار تو بر فرق نهاده چو ستونم

در اوج محبت دو سه بالی بزدم بیش

گنجشک صفت در کف شهباز زبونم

آهم شرر افکند بر افلاک سحرگاه

پنهان نتوان کرد زکس سوز درونم

چون بیندم از سلسله داران تو مجنون

بر گردن طاعت بنهد طوق جنونم

آشفته ام وعشق علی ورزم و گویم

گر عشق نورزم بجهان زاهد دونم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۵از که آوردی ای صبا پیغام
  2. شمارهٔ ۷۵۶ای آفت دین و خصم اسلام
  3. شمارهٔ ۷۵۷چگونه چشمه خورشید را بخاک بپوشم
  4. شمارهٔ ۷۵۸گلعذاران گلستانی داشتم
  5. شمارهٔ ۷۵۹چندانکه وفا کردم و اظهار ارادت
  6. شمارهٔ ۷۶۰وقت کاخ است همان به که بصحرا نرویم
  7. شمارهٔ ۷۶۱ما ساک کوی می فروشیم
  8. شمارهٔ ۷۶۲بسکه مستغرق سودای تو بی خویشتنم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.