پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۷

مرا چه کار بشکر لبان سیم اندام

که گر دعا کنم آید سزای او دشنام

خبر زسوز محبت شود چو پروانه

کسی که سوخت سراپای او چو شمع تمام

ملول گشت ملامتگر ار زرندی ما

تو شاد باش و میندیش از ملال ملام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۹ببست غمزه شوخت بزلف دلبندم
  2. شمارهٔ ۷۵۰چند همچون مرغ شب از تاب خور پنهان شوم
  3. شمارهٔ ۷۵۱من عاشق بتانم و این کار می‌کنم
  4. شمارهٔ ۷۵۲مردگان را از دم عیسی حیاتی تازه بود
  5. شمارهٔ ۷۵۳آن ترک که غارتگر صبر است و سکونم
  6. شمارهٔ ۷۵۴گشتیم جهان در طلب باز نشستیم
  7. شمارهٔ ۷۵۵از که آوردی ای صبا پیغام
  8. شمارهٔ ۷۵۶ای آفت دین و خصم اسلام
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.