پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳۹

زاهد شهر نیم تا به تو تزویر کنم

عاشقم عاشق با عشق چه تدبیر کنم

گوشمالم دهی ای عشق بتان همچون چنگ

که چو بربط همه شب ناله بم و زیر کنم

منکه دانم که کند گنج بویرانه مکان

دل ویرانه خود بهر چه تعمیر کنم

گفت ترک تو مرا ملک ستان شاید گفت

دو جهانی بیکی تجربه تسخیر کنم

چون نسیمم بکف افتد اگر آن زلف سیاه

مو بمو شرح پریشانی تقریر کنم

گفت آهم من اگر برق جهان سوز شوم

عجب است ار به دلی سنگین تأثیر کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۱بود چو زهر رقیب ار بیاورد شکرم
  2. شمارهٔ ۷۴۲شاهد عید از در آمد شد ز دل اندوه بیم
  3. شمارهٔ ۷۴۳گفتمش بسته آن طره پرچین توام
  4. شمارهٔ ۷۴۴من آن نیم که بجز بار عشق یار کشم
  5. شمارهٔ ۷۴۵هر که در میکده عشق شد امروز مقیم
  6. شمارهٔ ۷۴۶چگونه از لب جانانه کام برگیرم
  7. شمارهٔ ۷۴۷مرا چه کار بشکر لبان سیم اندام
  8. شمارهٔ ۷۴۸بندم از زلف و خط سلسله مویان زنار
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.