پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶۵

خواستم حرف عشق ننگارم

شورش آن لم یکن نبنگارم

مطربم باز پرده ای بنواخت

که بیفکند پرده از کارم

چند ناخن زنی بتار طرب

دل سودا زده میازارم

ناله نای را چو بشنیدم

برق زد ناله شرر بارم

از حجابات نیلگون خیمه

وقت آن شد که پرده بردارم

باز منصوروار از حرفی

شوقت آورد بر سر دارم

شور و سودای یوسفی امشب

میکشاند بشهر و بازارم

تار زلفت بدست غیر افتاد

وه که بگسست پود و هم تارم

من همه شب بیار همراهم

گو بدانند یار اغیارم

خم شده قامتم زبار فراق

چند بر دوش مینهی بارم

زین همه ناله و فغان ترسم

که خزان ره برد بگلزارم

چون یهودان بروز عید مطر

از سحاب غم تو خونبارم

رحمتی کن بمن تو ای گل نو

کز جفای رقیب تو خارم

خواستم روشنائی قمرت

میگزد عقربان جرارم

قصه گویم زمویش آشفته

عقل و دین بهر جمع نگذارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶۷مجالی نیست کز شور رقیبان با تو پیوندم
  2. شمارهٔ ۷۶۸حاشا که بجز تو بخیال دگرستم
  3. شمارهٔ ۷۶۹تو مگو که ناسزا بود خدایت ار بگفتم
  4. شمارهٔ ۷۷۰من که نتوانم هوس را پای در دامن کشم
  5. شمارهٔ ۷۷۱زد هجر بصبح وصال فالم
  6. شمارهٔ ۷۷۲حاشا که توانم گفت آن راز که من دانم
  7. شمارهٔ ۷۷۳ساقی بیار بوسم کز می خمار دارم
  8. شمارهٔ ۷۷۴ای مظهر جان‌آفرین جانی تو از سر تا قدم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.