پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶۶

زآن سرو زلف نافه بگشایم

گو بخوانند خلق عطارم

مدح مولا نیاید از درویش

سگ خود ای علی تو بشمارم

شهسوارا نه من شهید توام

روزی آخر زخاک بردارم

جز عشق شررخیز زآغاز ندیدم

میسوختم و موقع ابراز ندیدم

رازی که همه عمر دل از دیده نهان کرد

ای دیده تو گفتی چو تو غماز ندیدم

یک انجمن از روشنی شمع بعیشند

پروانه برو جز تو بپرواز ندیدم

گلچین پی یغما و حریفان بتماشا

با گل بجز از بلبل دمساز ندیدم

در حشر شهیدان تو گلگون کفنانند

یک قوم چو این طایفه ممتاز ندیدم

هر جا که دری بود زدم خانه امید

یک در بجز از دیر مغان باز ندیدم

گشتم همه اطراف گلستان زسردرد

جز بلبل شوریده همه آواز ندیدم

هر کس سفری کرد بمنزل رود ایدل

رفتی تو من آمدنت باز ندیدم

عمرم همه شد صرف وفاداری خوبان

یک اهل وفا در همه شیراز ندیدم

نام آشفته ببر باری بگو

طوطی شکر فشانی داشتم

گر گنه کردم بسی ایشیخ شهر

چون نجف دارالامانی داشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶۸حاشا که بجز تو بخیال دگرستم
  2. شمارهٔ ۷۶۹تو مگو که ناسزا بود خدایت ار بگفتم
  3. شمارهٔ ۷۷۰من که نتوانم هوس را پای در دامن کشم
  4. شمارهٔ ۷۷۱زد هجر بصبح وصال فالم
  5. شمارهٔ ۷۷۲حاشا که توانم گفت آن راز که من دانم
  6. شمارهٔ ۷۷۳ساقی بیار بوسم کز می خمار دارم
  7. شمارهٔ ۷۷۴ای مظهر جان‌آفرین جانی تو از سر تا قدم
  8. شمارهٔ ۷۷۵گفته بودی که ز کویت به ملامت بروم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.