پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷۵

گفته بودی که ز کویت به ملامت بروم

دل بر تست کجا من به سلامت بروم

من به میخانه زدم خرقه سالوس به آب

رندم ای شیخ نگویی به ملامت بروم

مدتی زیسته‌ام دور ز جانان به وطن

گر به غربت بدهم جان به غرامت بروم

بی‌سؤالم در جنت بگشایند به قبر

با ولایش چو به صحرای قیامت بروم

مردگان زنده کنم چون ببرندم به لحد

می‌برم نام علی تا به کرامت بروم

از نجف تا به گلستان بهشتم خوانند

من آشفته از آن در به ندامت بروم

می‌روم داغ غلامی تو دارم به جبین

در صف حشر به این داغ و علامت بروم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷۷منصور صفت سر بسردار بدیدیم
  2. شمارهٔ ۷۷۸این می که داد کز او سر بی خمار دارم
  3. شمارهٔ ۷۷۹یارب که دهد آب باین تخم که کشتیم
  4. شمارهٔ ۷۸۰به باغ عشق به جز میوهٔ فراق ندیدم
  5. شمارهٔ ۷۸۱آن لب شیرین چو جام بوسیدم و باز آمدم
  6. شمارهٔ ۷۸۲بروزگار اگر کار اختیار کنم
  7. شمارهٔ ۷۸۳مه روزه است بیا ساز ریا برگیریم
  8. شمارهٔ ۷۸۴بزنی اگر به تیرم نظر از تو برنگیرم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.