پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۳

مه روزه است بیا ساز ریا برگیریم

گوشه مسجد و سجاد و منبر گیریم

یازده ماه دیگر معتکف دیر شدیم

جای در کعبه در این ماه بکیفر گیریم

جام بگذار و سبو ترک صبوحی برگو

با لب خشکی لبی از لب ساغر گیریم

پند واعظ شنویم و سوی زاهد گرویم

عوض بربط و دف سبحه و دفتر گیریم

جامه اسپید و عصا بر کف و دستار بسر

سبحه در مشت و بلب ذکر مکرر گیریم

مصحفی هیکل و آئیم بصف بهر نماز

بگذاریم ادا نافله از سر گیریم

ذکر تهلیلی و تکبیر و مکبر شنویم

گوش از بانگ نی و بربط و مزمر گیریم

گرچه این جمله اعمال ریا آلود است

همه ریزیم در آب و ره دیگر گیریم

دست بر دامن حیدر بزنیم از سر صدق

جام فردا زکف ساقی کوثر گیریم

روی از مسجد و میخانه مپیچ آشفته

تا مراد دو جهان را هم از این در گیریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۵با همه کثرت چه شد تا دم زتنهائی زدم
  2. شمارهٔ ۷۸۶غباری گردم و روزی بدامان تو بنشینم
  3. شمارهٔ ۷۸۷دوش بی شمع جمالت بزم عیش افروختم
  4. شمارهٔ ۷۸۸به کام دل شبی گر بوسی از لعل تو بستانم
  5. شمارهٔ ۷۸۹بیهده عمری به صرف مهر خوبان کرده‌ایم
  6. شمارهٔ ۷۹۰زشکنجه گر بمیرم نظر از تو برنگیرم
  7. شمارهٔ ۷۹۱دست گفتیم بران زلف چلیپا نزنیم
  8. شمارهٔ ۷۹۲ایکه دل برده ای از دست زچشم سیهم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.