پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۷

دوش بی شمع جمالت بزم عیش افروختم

عود وش از یاد زلفینت بر آتش سوختم

چون صدف دیده بدامان ریخت در شام فراق

آن گهرهائی که از خون جگر اندوختم

جز فغان و سوختن اندر طریق عاشقی

بلبل و پروانه را من شیوه ها آموختم

دوش همچون شیخ صنعان بر در دیر از وفا

دین و دل در عشق آن ترسا بچه بفروختم

جامهای عاریت آشفته افکندم بزیر

تا که بر تن کسوت مهر علی را دوختم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۹بیهده عمری به صرف مهر خوبان کرده‌ایم
  2. شمارهٔ ۷۹۰زشکنجه گر بمیرم نظر از تو برنگیرم
  3. شمارهٔ ۷۹۱دست گفتیم بران زلف چلیپا نزنیم
  4. شمارهٔ ۷۹۲ایکه دل برده ای از دست زچشم سیهم
  5. شمارهٔ ۷۹۳عشق خضر است و من گمشده اندر ظلماتم
  6. شمارهٔ ۷۹۴مقبول میفروش گر افتاد خدمتم
  7. شمارهٔ ۷۹۵ثمر از نخل عیش دَهْرْ غیر از غم نمی‌بینم
  8. شمارهٔ ۷۹۶آتش کیست که من دیگ صفت در جوشم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.