پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۹

بیهده عمری به صرف مهر خوبان کرده‌ایم

درد بود است آنچه او را فکر درمان کرده‌ایم

لطمه‌ها چون گو بسی خوردیم از چوگان زلف

بر سر میدان عشقت تا که جولان کرده‌ایم

نیست در این شهر طفلی کاو نخوانده درس عشق

خویشتن را تا ادیب این دبستان کرده‌ایم

ما که پیکان قضا را همچو پستان می‌مکیم

تا چه‌ها در کودکی با شیر پستان کرده‌ایم

خاتم عشق تو زیب دست نامحرم چراست

اهرمن‌وش تا خیانت با سلیمان کرده‌ایم

چون زلیخا تهمتی از عشق بر خود بسته‌ایم

یوسف خود را عبث در کند و زندان کرده‌ایم

خود قلندروار داده خرقه تقوی به می

بر در میخانه بی‌جا عیب زندان کرده‌ایم

در هوای آن پری‌رو کز میان خلق رفت

یک جهان جان را نثار راه دیوان کرده‌ایم

تا کشد آن چشم مستم بر سر سیخ مژه

خویش را بر آتشین‌روی تو بریان کرده‌ایم

صرف زلف مهوشان آشفته کرده عمر خود

خاطر خود را عبث ای دل پریشان کرده‌ایم

سبحه بر زنار زلف گیسوان کرده بدل

کفر را آورده‌ایم و نام ایمان کرده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹۱دست گفتیم بران زلف چلیپا نزنیم
  2. شمارهٔ ۷۹۲ایکه دل برده ای از دست زچشم سیهم
  3. شمارهٔ ۷۹۳عشق خضر است و من گمشده اندر ظلماتم
  4. شمارهٔ ۷۹۴مقبول میفروش گر افتاد خدمتم
  5. شمارهٔ ۷۹۵ثمر از نخل عیش دَهْرْ غیر از غم نمی‌بینم
  6. شمارهٔ ۷۹۶آتش کیست که من دیگ صفت در جوشم
  7. شمارهٔ ۷۹۷به کفر زلف آن ترسابچه تا دین و دل دادم
  8. شمارهٔ ۷۹۸بده می کز فروغش خرقه و دفتر بسوزانم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.