پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۲

بروزگار اگر کار اختیار کنم

بغیر عشق چه کاری بروزگار کنم

بباغ عشق خزان و بهار یکرنگ است

نه بلبلم که بگل ناله در بهار کنم

بخمرخانه خمار جز خمار نبود

بده صبوحی تا رفع این خمار کنم

از آن شراب مرا مست کن تو ایساقی

که مست اوفتم و عیب هوشیار کنم

باوج خویش مبال ای حصار چرخ که شب

به تیر آه تو را رخنه در حصار کنم

هزار سر بتن ار باشدم چو گو یکدم

نثار مقدم آن ترک شهسوار کنم

نماز و روزه اگر غیر گویدم نکنم

ولیک ترک دل و دین بحکم یار کنم

چه حاجتست بباغ و بهار و لاله که من

زرنگ اشک به هر دشت مرغزار کنم

چنین که دامن گل را غرور حسن گرفت

در او اثر نکند ناله گر هزار کنم

اگرچه زلف تو ماراست من هم آن مرغم

که آشیان بطلب در دهان مار کنم

مگو که دین و دلت بردم از دغل بازی

حریف عشقم و دانسته این قمار کنم

براه آخرت ایدل جهان شکسته پلیست

باین شکسته پل آخر چه اعتبار کنم

بغیر ننگ تو را نام چیست آشفته

مگر بمدحت شیر حق افتخار کنم

گنه اگر چه برون است از شمار مرا

نیم محب تو گر بیمی از شمار کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۴بزنی اگر به تیرم نظر از تو برنگیرم
  2. شمارهٔ ۷۸۵با همه کثرت چه شد تا دم زتنهائی زدم
  3. شمارهٔ ۷۸۶غباری گردم و روزی بدامان تو بنشینم
  4. شمارهٔ ۷۸۷دوش بی شمع جمالت بزم عیش افروختم
  5. شمارهٔ ۷۸۸به کام دل شبی گر بوسی از لعل تو بستانم
  6. شمارهٔ ۷۸۹بیهده عمری به صرف مهر خوبان کرده‌ایم
  7. شمارهٔ ۷۹۰زشکنجه گر بمیرم نظر از تو برنگیرم
  8. شمارهٔ ۷۹۱دست گفتیم بران زلف چلیپا نزنیم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.