پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۱

آن لب شیرین چو جام بوسیدم و باز آمدم

تنگ شکر بسته و از هند و اهواز آمدم

بی‌حضور دوست عاشق چون زید در بوستان

در بهشتم خواند زاهد رفتم و باز آمدم

بال و پر بشکسته بودم لیکن از رخنه قفس

گلستانی دیدم و لابد به پرواز آمدم

تاختی زد از مژه بر پرده دل شاهدی

لاجرم چون چنگ در مجلس به آواز آمدم

بی‌سماع چنگ و باده مست و می‌رقصم ز وجد

بی‌تو ای مطرب به ساز و نی نوا ساز آمدم

نام تو بردم به محفل سوختم خود را چو شمع

تا چرا در راز عشق دوست غماز آمدم

تار گیسو و بناگوش تو دارم زیبدم

گویم ار موسی صفت از بهر اعجاز آمدم

همچو منصورم بدار امتحان کردی و من

در میان کشتگان تو سرافراز آمدم

با سر زلفت چو بد آشفته همزاد از ازل

با پریشانی از آن همدوش از آغاز آمدم

ای امام هشتمین نشناخته پا را ز سر

تا ببوسم درگهت از ملک شیراز آمدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۳مه روزه است بیا ساز ریا برگیریم
  2. شمارهٔ ۷۸۴بزنی اگر به تیرم نظر از تو برنگیرم
  3. شمارهٔ ۷۸۵با همه کثرت چه شد تا دم زتنهائی زدم
  4. شمارهٔ ۷۸۶غباری گردم و روزی بدامان تو بنشینم
  5. شمارهٔ ۷۸۷دوش بی شمع جمالت بزم عیش افروختم
  6. شمارهٔ ۷۸۸به کام دل شبی گر بوسی از لعل تو بستانم
  7. شمارهٔ ۷۸۹بیهده عمری به صرف مهر خوبان کرده‌ایم
  8. شمارهٔ ۷۹۰زشکنجه گر بمیرم نظر از تو برنگیرم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.