پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۰

به باغ عشق به جز میوهٔ فراق ندیدم

ز جان گذشته و جانانه را به وصل رسیدم

ز دل گذشتم و پیمان دلبران نشکستم

ز جان بریدم و از عهد دوستی نبریدم

به ترک دوستی‌ام دشمنان اگر چه بگفتند

به جان دوست که افسوس دشمنان نشنیدم

گسستم از دو جهان و به زلف یار ببستم

فروختم دل و دین عشق او به جان بخریدم

به بوی دانهٔ خالت به بند عشق بماندم

ز دام عقل ز وحشت چو آهوان برمیدم

کمان کشیده نگاه تو تا از آن خم ابرو

هزار تیر به جان خورده روی در نکشیدم

هزار سال به کویش نشسته گفت کدامی

هزار ره به سرم پا نهاد و گفت ندیدم

نبود آن خم چوگان زلف بر سر رحمت

مگو چو گوی و به سر در ره طلب ندویدم

ز تلخ‌کامی عقلم خمار برد سحرگه

ز لعل ساقی مجلس شراب عشق چشیدم

به جای کوی مغان شیخ شهر از سر رأفت

بهشت عدن به من عرضه کرد و برنگزیدم

کدام کوی مغان آستان شاه ولایت

که کرده کوثرش آسوده از شراب نبیدم

کبوتر حرم مرتضی است آشفته

که جز به گرد در و بام کعبه‌اش نپریدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۲بروزگار اگر کار اختیار کنم
  2. شمارهٔ ۷۸۳مه روزه است بیا ساز ریا برگیریم
  3. شمارهٔ ۷۸۴بزنی اگر به تیرم نظر از تو برنگیرم
  4. شمارهٔ ۷۸۵با همه کثرت چه شد تا دم زتنهائی زدم
  5. شمارهٔ ۷۸۶غباری گردم و روزی بدامان تو بنشینم
  6. شمارهٔ ۷۸۷دوش بی شمع جمالت بزم عیش افروختم
  7. شمارهٔ ۷۸۸به کام دل شبی گر بوسی از لعل تو بستانم
  8. شمارهٔ ۷۸۹بیهده عمری به صرف مهر خوبان کرده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.