پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷۹

یارب که دهد آب باین تخم که کشتیم

دست که دهد تاب باین رشته که رشتیم

حنظل ندهد شکر و شوره ندهد گل

تا خود چه دهد بار از این خار که کشتیم

بر دست خداوند بود محو و هم اثبات

ما غیر گنه هیچ بدفتر ننوشتیم

گر نفس نکشتیم زشهوت عجبی نیست

خود در طلب نفس ستمکاره بکشتیم

بگذار مرا با مغ و مغ زاده تو زاهد

ما از سر حوران بهشت تو گذشتیم

دست از لی خاک من از عشق سرشته است

ما خود گل خود را بازل بر نه سرشتیم

لیلی بدرون دل ما بیهده پویان

سودا زده مجنون صفت آواره دشتیم

از صبح ازل خواب همی کرد در این مهد

عمر آمده و رفته و بیدار نگشتیم

بودم چو مگس دست بسر از سر حسرت

تا دامن مقصود خود از دست نهشتیم

طوفان بود این وسوسه و ما چو حبابیم

دریا بود این مرحله و ما و تو خشتیم

شمشیر صفت پیش گرفتیم کجی را

همچون سپر آئینه ولی در پس پشتیم

آشفته مگر دست بگیرند نکویان

ورنه طمع از نیک بریدیم که زشتیم

ما بر در حیدر بنشینیم بامید

با دوزخیان گوی که دربان بهشتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۱آن لب شیرین چو جام بوسیدم و باز آمدم
  2. شمارهٔ ۷۸۲بروزگار اگر کار اختیار کنم
  3. شمارهٔ ۷۸۳مه روزه است بیا ساز ریا برگیریم
  4. شمارهٔ ۷۸۴بزنی اگر به تیرم نظر از تو برنگیرم
  5. شمارهٔ ۷۸۵با همه کثرت چه شد تا دم زتنهائی زدم
  6. شمارهٔ ۷۸۶غباری گردم و روزی بدامان تو بنشینم
  7. شمارهٔ ۷۸۷دوش بی شمع جمالت بزم عیش افروختم
  8. شمارهٔ ۷۸۸به کام دل شبی گر بوسی از لعل تو بستانم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.