پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸۵

با همه کثرت چه شد تا دم زتنهائی زدم

یا باین زشتی چرا من لاف زیبائی زدم

کنده ام با کز لک توحید چون چشم دوبین

با همه کثرت از آن نوبت زیکتائی زدم

عشق بر یأجوج عقلم چون سکندر سد به بست

پشت پا بر طارم این کاخ مینائی زدم

پنبه بودم رشته گشتم در کف نساج صنع

حلقه ها بر حلق عجب و کبر و خورائی زدم

رام گشته توسن عقلم چو رایض گشت عشق

خوش بپای نفس پا بند شکیبائی زدم

شد فلاطون خم نشین و بحر حکمت شد دلش

من ببحرمی فتادم لاف دانائی زدم

گوهر حب علی پروده ام تا در صدف

طعنها بر لؤلؤ لالای دریائی زدم

مرتع رعنا غزالانست دشت خاطرم

لاجرم از فخر گاهی دم زرعنائی زدم

بر کبوترهای بام کعبه دارم فخر از آنک

چرخها بر آستان قرب مولائی زدم

سینه ام آشفته آمد غیرت سینای طور

تا که بر دل آتش از این عشق سودائی زدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸۷دوش بی شمع جمالت بزم عیش افروختم
  2. شمارهٔ ۷۸۸به کام دل شبی گر بوسی از لعل تو بستانم
  3. شمارهٔ ۷۸۹بیهده عمری به صرف مهر خوبان کرده‌ایم
  4. شمارهٔ ۷۹۰زشکنجه گر بمیرم نظر از تو برنگیرم
  5. شمارهٔ ۷۹۱دست گفتیم بران زلف چلیپا نزنیم
  6. شمارهٔ ۷۹۲ایکه دل برده ای از دست زچشم سیهم
  7. شمارهٔ ۷۹۳عشق خضر است و من گمشده اندر ظلماتم
  8. شمارهٔ ۷۹۴مقبول میفروش گر افتاد خدمتم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.