پرش به محتوای اصلی
آشفتهٔ شیرازی آشفتهٔ شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷۴

ای مظهر جان‌آفرین جانی تو از سر تا قدم

هر جا و جودی شد عیان پیش وجودت شد عدم

ای آسمانت آستان گرد رهت کون و مکان

بر لوح کن بی‌امر تو کی کار فرماید قلم

گفتم به نخلی ماند او کز لب رطب افشاند او

کی نخل می‌آرد رطب ای باغبان سر تا قدم

پرده ز عارض باز کن قتل جهان آغاز کن

بر مهر و بر مه ناز کن تو شاه مهر و مه خدم

لا تقتلوا صید الحرم گفته نبی محترم

تقصیر نبود لاجرم صیدار کشد صاحب حرم

او قصد اگر زحمت کند عاشق از او راحت کند

دشمن اگر رحمت کند بر دوستان باشد ستم

کم کن جرس این ولوله لیلی است چون در قافله

گر طی کند صد مرحله بر ساربانانش چه غم

از زلف عقده بر گسل بر دست اغیارش مهل

آشفته را بر جان و دل مپسند جانا این ستم

ای نور طور از نار تو عرش برین بازار تو

از آینهٔ رخسار تو پیداست انوار قدم

تو شمع بزم وحدتی محفل‌فروز کثرتی

الحق مقام حیرتی ای حیدر صاحب کرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷۶نه توبه زاهد پیمانه بد که بشکستم
  2. شمارهٔ ۷۷۷منصور صفت سر بسردار بدیدیم
  3. شمارهٔ ۷۷۸این می که داد کز او سر بی خمار دارم
  4. شمارهٔ ۷۷۹یارب که دهد آب باین تخم که کشتیم
  5. شمارهٔ ۷۸۰به باغ عشق به جز میوهٔ فراق ندیدم
  6. شمارهٔ ۷۸۱آن لب شیرین چو جام بوسیدم و باز آمدم
  7. شمارهٔ ۷۸۲بروزگار اگر کار اختیار کنم
  8. شمارهٔ ۷۸۳مه روزه است بیا ساز ریا برگیریم
همه‌ی غزلیات ←

آشفتهٔ شیرازی درباره‌ی آشفتهٔ شیرازی

محمدکاظم آشُفْتۀ شیرازی (۱۲۰۰ - ۱۲۸۸ هجری قمری)، شاعر و صاحب‌منصب دیوانی عصر قاجار بود. او فرزند آقامحمدجعفر کدخدا بود و در خانواده‎ای سرشناس و متمکن در شیراز به دنیا آمد. در اوان جوانی علم عروض و محاسبات دفتری را فرا گرفت و با ادب پارسی و عربی آشنا شد. او خط نستعلیق و شکسته را خوش می‎نوشت. این ویژگی‌ها و نیز اعتبار خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.