پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

۱,۵۶۴ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۱ در دل ما عشقش از جان خوشتر است
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۲ عمر خوش باشد ولی با یار همدم خوشتر است
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۳ نالهٔ دلسوز ما از ساز بلبل خوشتر است
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۴ ساقی سرمست ما یاری خوش است
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۵ نور دل ماه ، نور عشق است
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۶ سرم سرگشتهٔ سودای عشق است
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۷ چشم مستش ترک عیاری خوش است
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۸ در محبت جان اگر بازی خوش است
  9. غزل شمارهٔ ۲۴۹ عشق جانان در میان جان خوشست
  10. غزل شمارهٔ ۲۵۰ نور روی او به او دیدن خوش است
  11. غزل شمارهٔ ۲۵۱ چشمهٔ چشم ما پر آب خوش است
  12. غزل شمارهٔ ۲۵۲ صورت و معنی به همدیگر خوش است
  13. غزل شمارهٔ ۲۵۳ در سراپردهٔ جان خلوت جانانه خوشست
  14. غزل شمارهٔ ۲۵۴ این خوشست و آن خوشست و این و آن با هم خوشست
  15. غزل شمارهٔ ۲۵۵ جان ما با صحبت جانی خوش است
  16. غزل شمارهٔ ۲۵۶ هر که آمد سوی ما با ما نشست
  17. غزل شمارهٔ ۲۵۷ جان ما با ما در این دریا نشست
  18. غزل شمارهٔ ۲۵۸ هر که او با ما درین دریا نشست
  19. غزل شمارهٔ ۲۵۹ هرکه او با ما در این دریا نشست
  20. غزل شمارهٔ ۲۶۰ بی نوائی نوای درویش است
  21. غزل شمارهٔ ۲۶۱ بیا که جان و دلم در هوای درویش است
  22. غزل شمارهٔ ۲۶۲ دل سرمست ما ز جان بگذشت
  23. غزل شمارهٔ ۲۶۳ نعمت الله از این و آن بگذشت
  24. غزل شمارهٔ ۲۶۴ رمضان آمد و روان بگذشت
  25. غزل شمارهٔ ۲۶۵ دل ما از منی و ما بگذشت
  26. غزل شمارهٔ ۲۶۶ عاشق از دنیی و عقبی درگذشت
  27. غزل شمارهٔ ۲۶۷ آفتاب خوشی هویدا گشت
  28. غزل شمارهٔ ۲۶۸ عشق مستست و عقل مخمور است
  29. غزل شمارهٔ ۲۶۹ عشق مستست و عقل مخمور است
  30. غزل شمارهٔ ۲۷۰ عشق مستت و عقل مخمور است
  31. غزل شمارهٔ ۲۷۱ عشق مست است و عقل مخمور است
  32. غزل شمارهٔ ۲۷۲ عشق مستست و عقل مخمور است
  33. غزل شمارهٔ ۲۷۳ همسایهٔ حضرت شریف است
  34. غزل شمارهٔ ۲۷۴ شاه ما در همه جهان طاق است
  35. غزل شمارهٔ ۲۷۵ همه عالم تن است و جان عشق است
  36. غزل شمارهٔ ۲۷۶ عقل از ما کنار کرد و برفت
  37. غزل شمارهٔ ۲۷۷ شهر دل در ولایت عشق است
  38. غزل شمارهٔ ۲۷۸ دل مسند پادشاه عشق است
  39. غزل شمارهٔ ۲۷۹ درد دل درمان جان عاشق است
  40. غزل شمارهٔ ۲۸۰ دم مزن ای دل که آن سر نازک است
  41. غزل شمارهٔ ۲۸۱ مخزن اسرار سبحانی دل است
  42. غزل شمارهٔ ۲۸۲ مرغ صحرائی به دریا مایل است
  43. غزل شمارهٔ ۲۸۳ دردمندیم و دوا درد دل است
  44. غزل شمارهٔ ۲۸۴ رند سرمست فارغ البال است
  45. غزل شمارهٔ ۲۸۵ عشق است که وارسته ز نقصان و کمالست
  46. غزل شمارهٔ ۲۸۶ ما را همه شب شب وصال است
  47. غزل شمارهٔ ۲۸۷ خلوت من مقام رندانست
  48. غزل شمارهٔ ۲۸۸ کار عشقست و کار ما آنست
  49. غزل شمارهٔ ۲۸۹ گر جفا می کند وفا آنست
  50. غزل شمارهٔ ۲۹۰ درد ار داری دوا همان است
  51. غزل شمارهٔ ۲۹۱ نعمت الله میر مستان است
  52. غزل شمارهٔ ۲۹۲ دل به دست آر که آئینهٔ حضرت آنست
  53. غزل شمارهٔ ۲۹۳ ای که گوئی که ماهتاب آنست
  54. غزل شمارهٔ ۲۹۴ دل و جانم فدای جانان است
  55. غزل شمارهٔ ۲۹۵ درد دل ما دوای جان است
  56. غزل شمارهٔ ۲۹۶ هر چه پیدا و هر چه پنهان است
  57. غزل شمارهٔ ۲۹۷ هر که حلقه به گوش مردانست
  58. غزل شمارهٔ ۲۹۸ همه عالم تن است و او جان است
  59. غزل شمارهٔ ۲۹۹ هرکه چون ما حریف مستان است
  60. غزل شمارهٔ ۳۰۰ بندگی کن که کار نیک آن است

متن اشعار به نقل از گنجور.