پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۶

عاشق از دنیی و عقبی درگذشت

ماند صورت راز معنی درگذشت

از وجود و از عدم آزاد شد

از همه بگذشت یعنی درگذشت

روضهٔ رضوان به این و آن بهشت

همتش از شاخ طوبی درگذشت

دل به دلبر جان به جانان داد و رفت

کارش از مجنون و لیلی درگذشت

غرقه شد در بحر بی پایان ما

دید دریائی ز سیلی درگذشت

گرچه موسی از تجلی محو شد

سید ما از تجلی درگذشت

نعمت الله در طریق عاشقی

اندکی بود و ز خیلی درگذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۶۸عشق مستست و عقل مخمور است
  2. غزل شمارهٔ ۲۶۹عشق مستست و عقل مخمور است
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۰عشق مستت و عقل مخمور است
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۱عشق مست است و عقل مخمور است
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۲عشق مستست و عقل مخمور است
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۳همسایهٔ حضرت شریف است
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۴شاه ما در همه جهان طاق است
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۵همه عالم تن است و جان عشق است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.