پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۸

عشق مستست و عقل مخمور است

عاقل از ذوق عاشقان دور است

عالم از نور او منور شد

هرچه آید به چشم ما نور است

آینه روشن است و می بینم

در نظر ناظر است و منظور است

رند مستی که ذوق ما دارد

خوشتر از زاهدی که مخمور است

احولی گر یکی دو می بیند

هیچ منعش مکن که معذور است

آفتاب است بر همه تابان

تو گمان می بری که مستور است

جام گیتی نما سید ماست

در همه کاینات مشهور است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۰عشق مستت و عقل مخمور است
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۱عشق مست است و عقل مخمور است
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۲عشق مستست و عقل مخمور است
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۳همسایهٔ حضرت شریف است
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۴شاه ما در همه جهان طاق است
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۵همه عالم تن است و جان عشق است
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۶عقل از ما کنار کرد و برفت
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۷شهر دل در ولایت عشق است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.