پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۱

عشق مست است و عقل مخمور است

عاقل از ذوق عاشقان دور است

دل ما گنجخانهٔ عشق است

گنجخانه به کُنج معمور است

نظری کن که نزد اهل نظر

هر که او ناظر است منظور است

نور چشم است در نظر پیدا

دیده ای کو ندید بی نور است

زاهد ار ذوق ما نمی داند

هیچ عیبش مکن که معذور است

آفتاب ار به نور پیدا شد

سید ما به نور مستور است

نعمت الله به رندی و مستی

در همه کاینات مشهور است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۳همسایهٔ حضرت شریف است
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۴شاه ما در همه جهان طاق است
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۵همه عالم تن است و جان عشق است
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۶عقل از ما کنار کرد و برفت
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۷شهر دل در ولایت عشق است
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۸دل مسند پادشاه عشق است
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۹درد دل درمان جان عاشق است
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۰دم مزن ای دل که آن سر نازک است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.