پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۸

دل مسند پادشاه عشق است

دل خلوت بارگاه عشق است

سلطان عشق است در ولایت

باقی همه کس سپاه عشق است

عشقست پناه و پشت عالم

عالم همه در پناه عشق است

در مذهب عشق می حلالست

ما را چه گنه گناه عشق است

ای عقل ز مملکت برون شو

کاین ملک از آن شاه عشق است

از ترک دو کون خوش کلاهی

بردوز که آن کلاه عشق است

راهی که به حق توان رسیدن

ای سید بنده راه عشق است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۰دم مزن ای دل که آن سر نازک است
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۱مخزن اسرار سبحانی دل است
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۲مرغ صحرائی به دریا مایل است
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۳دردمندیم و دوا درد دل است
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۴رند سرمست فارغ البال است
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۵عشق است که وارسته ز نقصان و کمالست
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۶ما را همه شب شب وصال است
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۷خلوت من مقام رندانست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.