پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۹

درد دل درمان جان عاشق است

عشق دلبر جان جان عاشق است

بی سر و سامان شدم در عاشقی

بی سر و سامان جان عاشق است

مقدم خیل خیالش هر شبی

تا به روز مهمان جان عاشق است

دولت وصلش به هر دل کی رسد

این سعادت آن جان عاشق است

پادشاه عقل دور اندیش ما

بندهٔ فرمان جان عاشق است

کاسته خورشید و قرص و ماه عشق

روز و شب بر خوان جانان عاشق است

نقشبند معنی جان جهان

صورت ایوان جان عاشق است

جان سید از عیان حال و دل

عاشق جانان جان عاشق است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸۱مخزن اسرار سبحانی دل است
  2. غزل شمارهٔ ۲۸۲مرغ صحرائی به دریا مایل است
  3. غزل شمارهٔ ۲۸۳دردمندیم و دوا درد دل است
  4. غزل شمارهٔ ۲۸۴رند سرمست فارغ البال است
  5. غزل شمارهٔ ۲۸۵عشق است که وارسته ز نقصان و کمالست
  6. غزل شمارهٔ ۲۸۶ما را همه شب شب وصال است
  7. غزل شمارهٔ ۲۸۷خلوت من مقام رندانست
  8. غزل شمارهٔ ۲۸۸کار عشقست و کار ما آنست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.