پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۸

کار عشقست و کار ما آنست

خواجه و خواندگار ما آنست

نقش رویش خیال می بندم

نور چشم و نگار ما آنست

رند مستی که باده می نوشد

در خرابات یار ما آنست

هرکه باشد مدام همدم جام

همدم دوستدار ما آنست

غم عشقش به جان و دل جوئیم

شادی و غمگسار ما آنست

در خرابات خلوتی داریم

خانه او و یار ما آنست

نعمت الله زیاد مگذارش

یاد کن یادگار ما آنست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۰درد ار داری دوا همان است
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۱نعمت الله میر مستان است
  3. غزل شمارهٔ ۲۹۲دل به دست آر که آئینهٔ حضرت آنست
  4. غزل شمارهٔ ۲۹۳ای که گوئی که ماهتاب آنست
  5. غزل شمارهٔ ۲۹۴دل و جانم فدای جانان است
  6. غزل شمارهٔ ۲۹۵درد دل ما دوای جان است
  7. غزل شمارهٔ ۲۹۶هر چه پیدا و هر چه پنهان است
  8. غزل شمارهٔ ۲۹۷هر که حلقه به گوش مردانست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.