پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۶

هر چه پیدا و هر چه پنهان است

جمله در یک وجود انسان است

طلب آن اگر کنی ای دوست

از خودش می طلب که این آن است

کنج دل گنج خانه عشق است

خانه بی گنج کنج ویران است

عاشقانه به ذوق می نالم

در دلم درد و عشق در جان است

کفر زلفش به جان خریدار است

هر که او بنده ی مسلمان است

عاشق ار جان فدای جانان کرد

جان فدایش کنم که جانان است

در خرابات سید سرمست

ساقی بزم می پرستان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۹۸همه عالم تن است و او جان است
  2. غزل شمارهٔ ۲۹۹هرکه چون ما حریف مستان است
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۰بندگی کن که کار نیک آن است
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۱نعمت الله حریف مستان است
  5. غزل شمارهٔ ۳۰۲نعمت الله میر رندان است
  6. غزل شمارهٔ ۳۰۳میر میخانهٔ ما سید سرمستان است
  7. غزل شمارهٔ ۳۰۴عالم بدن است و عشق جان است
  8. غزل شمارهٔ ۳۰۵جانست که در بدن روانست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.