پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۴

عالم بدن است و عشق جان است

جان است که در بدن روان است

عشقست که عاشق است و معشوق

عشق است که عین این و آن است

عشق است که نور دیدهٔ ماست

چون نور به چشم ما عیان است

بنشسته به تخت دل چو شاهی

عشق است که پادشه نشان است

عشق است که زنده دل از آنیم

عشق است که جان جاودان است

عاشق چو غلام و عشق سلطان

عشق است که شاه عاشقان است

عشق است که عقل بندهٔ اوست

عشق است که سید زمان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۶میخانه سرای عاشقان است
  2. غزل شمارهٔ ۳۰۷رندی که حریف عاشقان است
  3. غزل شمارهٔ ۳۰۸مقصود توئی نه این نه آنست
  4. غزل شمارهٔ ۳۰۹میر میخانهٔ ما سید سر مستانست
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۰عالم بدنست و عشق جانست
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۱کشتهٔ حضرت او زندهٔ جاویدانست
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۲کشتهٔ عشق تو دل زندهٔ جاویدان است
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۳یاری که ز ملک آشنائی است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.