پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۰۷

رندی که حریف عاشقان است

در مذهب عشق عاشق آن است

عشقست که عاشقست و معشوق

در جام جهان نما عیان است

دیوانهٔ عشق عاشق ماست

وارسته ز نام و از نشان است

آسوده ز جسم و جان و صورت

فارغ ز معانی و بیان است

آب است و حباب چون می و جام

این جام می محققان است

نوری است به چشم ما نموده

در دیدهٔ ما ببین که آن است

در مجلس عشق نعمة الله

سر حلقهٔ جمله عاشقان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۰۹میر میخانهٔ ما سید سر مستانست
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۰عالم بدنست و عشق جانست
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۱کشتهٔ حضرت او زندهٔ جاویدانست
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۲کشتهٔ عشق تو دل زندهٔ جاویدان است
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۳یاری که ز ملک آشنائی است
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۴جامی ز می پر از می در بزم ما روان است
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۵عشق جانان حیات جان من است
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۶یاد جانان میان جان من است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.