پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۰

عالم بدنست و عشق جانست

جانست که در بدن روانست

عشقست که عاشقست و معشوق

عشقست که عین این و آنست

عشقست که نور دیدهٔ ماست

چون نور به چشم ما عیانست

بنشسته به تخت دل چو شاهی

عشقست که پادشه نشانست

عشقست که زنده دل از آنیم

عشقست که جان جاودانست

عاشق چو غلام و عشق سلطان

عشقست که شاه عاشقانست

عشقست که عقل بندهٔ اوست

عشقست که سید زمانست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۲کشتهٔ عشق تو دل زندهٔ جاویدان است
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۳یاری که ز ملک آشنائی است
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۴جامی ز می پر از می در بزم ما روان است
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۵عشق جانان حیات جان من است
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۶یاد جانان میان جان من است
  6. غزل شمارهٔ ۳۱۷عشق جانان حیات جان من است
  7. غزل شمارهٔ ۳۱۸گفتم که این جانان کیست ، جان گفت جانان منست
  8. غزل شمارهٔ ۳۱۹دُرد دردش دوای جان منست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.