پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۳

یاری که ز ملک آشنائی است

داند که قماش ما کجائی است

زاهد بر مست اگر کند میل

آن میل به نزد ما هوائی است

سلطانی این جهان فانی

با همت عارفان گدائی است

عاشق ز بلا اگر گریزد

در مذهب عشق بی وفائی است

مائیم و نوای بی نوائی

ما را چو نوا ز بی نوائی است

گفتیم که غرق بحر عشقیم

این مائی ما ز خودنمائی است

مستیم و حریف نعمة الله

این نیز عنایت خدائی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۱۵عشق جانان حیات جان من است
  2. غزل شمارهٔ ۳۱۶یاد جانان میان جان من است
  3. غزل شمارهٔ ۳۱۷عشق جانان حیات جان من است
  4. غزل شمارهٔ ۳۱۸گفتم که این جانان کیست ، جان گفت جانان منست
  5. غزل شمارهٔ ۳۱۹دُرد دردش دوای جان منست
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۰درد عشقش دوای جان من است
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۱عشق جانان من غذای من است
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۲در سراپردهٔ جان خانهٔ دلدار من است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.