پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۰

درد عشقش دوای جان من است

دُرد دردش شفای جان من است

جان من تا گدای حضرت اوست

شاه شاهان گدای جان من است

جان من در هوای اوست مدام

همه جان در هوای جان من است

حال جان مرا کسی داند

که چو من آشنای جان من است

عشق او را به جان خریدارم

گرچه عشقش بلای جان من است

جان من از برای جانان است

عشق جانان برای جان من است

او مرا کشت و زندهٔ ابدم

سیدم خونبهای جان من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۲۲در سراپردهٔ جان خانهٔ دلدار من است
  2. غزل شمارهٔ ۳۲۳در نظر آنکه نور چشم من است
  3. غزل شمارهٔ ۳۲۴نعمت الله جان و عالم چون تن است
  4. غزل شمارهٔ ۳۲۵چشم ما از نور رویش روشنست
  5. غزل شمارهٔ ۳۲۶چشم چراغ من ز نور روی جانان روشنست
  6. غزل شمارهٔ ۳۲۷درد دل دارم و دوا این است
  7. غزل شمارهٔ ۳۲۸دردمندیم و آن دوا این است
  8. غزل شمارهٔ ۳۲۹کفر زلفش که رونق دین است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.