پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۲۹

کفر زلفش که رونق دین است

مهتر هند و سرور چین است

دل ما می برد به عیاری

کار طرار دائما این است

نور چشمست و در نظر دارم

چه کنم دیده ام خدا بین است

هر خیالی که نقش می بندم

به خیال نگار تعیین است

کهنه است این شراب اما جام

باز در بزم ما نوآئین است

عشق می باز و جام می ، می نوش

قول پیران شنو که تلقین است

من دعاگوی نعمت اللهم

عالمی را زبان به آمین است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۱شاه شاهان گدای حضرت اوست
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۲همه عالم فدای خدمت اوست
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۳جان ما بندهٔ محبت اوست
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۴همه عالم ظهور حضرت اوست
  5. غزل شمارهٔ ۳۳۵در آینهٔ عالم تمثال صفات اوست
  6. غزل شمارهٔ ۳۳۶در آینهٔ عالم تمثال جمال اوست
  7. غزل شمارهٔ ۳۳۷در هر چه نظر کردیم نقشی ز خیال اوست
  8. غزل شمارهٔ ۳۳۸هر چه می بینی همه انوار اوست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.