پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۴

همه عالم ظهور حضرت اوست

همه وابستهٔ محبت اوست

هرچه اندر وجود موجود است

غرق بحر محیط رحمت اوست

تو منی من توام دوئی بگذار

این همه نزد ما هویت اوست

تو عزیزی عزیز خواهی بود

زانکه این عزت تو عزت اوست

همه را خدمت خوشی می کن

چون همه خادمان خدمت اوست

هر خیالی که نقش می بندم

معنیش صورتی ز کسوت اوست

همه منعم به نعمت اللهند

هرچه بینیم عین نعمت اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۳۶در آینهٔ عالم تمثال جمال اوست
  2. غزل شمارهٔ ۳۳۷در هر چه نظر کردیم نقشی ز خیال اوست
  3. غزل شمارهٔ ۳۳۸هر چه می بینی همه انوار اوست
  4. غزل شمارهٔ ۳۳۹بنده ایم و عابد و معبود اوست
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۰چشم ما روشن به نور روی اوست
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۱جانم خیال شد به خیال خیال دوست
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۲همه را از همه بجوی ای دوست
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۳چشم ما روشن به نور روی اوست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.