پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۰

چشم ما روشن به نور روی اوست

جان ما دایم به جست و جوی اوست

بلبل سرمست در گلزار عشق

هرچه می گوید بگفت و گوی اوست

جنت جاوید اگر خواهی بیا

پیش ما بنشین که جنت کوی اوست

یک سر مویش به جانی کی دهم

هر دو عالم قیمت یک موی اوست

آفتاب است او و خوبان همچو ماه

روشنی روی ماه از روی اوست

گفتهٔ مستانهٔ ما گوش کن

نیک بشنو گفتهٔ نیکوی اوست

خال هندویش دل ما صید کرد

سید ما بندهٔ هندوی اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۲همه را از همه بجوی ای دوست
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۳چشم ما روشن به نور روی اوست
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۴چشم ما روشن به نور اوست
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۵چشم ما روشن به نور روی اوست
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۶چشم ما روشن به نور روی اوست
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۷در خانقهی که شیخ ما اوست
  7. غزل شمارهٔ ۳۴۸چشم من روشن به نور روی اوست
  8. غزل شمارهٔ ۳۴۹هر چه بینی مظهر اسمای اوست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.