پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۲

همه را از همه بجوی ای دوست

هر که بینی خوشی بگو ای دوست

یار و اغیار را اگر یابی

از همه بوی او ببو ای دوست

آینه پاک دار خوش بنگر

جان و جانانه روبرو ای دوست

غسل کن از جنابت هستی

که چنین است شست و شو ای دوست

خم و خمخانه را به دست آور

چه کنی جام یا سبو ای دوست

هرچه از دوست می رسد ما را

بد نباشد بُود نکو ای دوست

نزد ما موج و بحر هر دو یکی است

از همه عین ما بجو ای دوست

هر چه در کاینات می بینی

همچو ما یک به یک ببو ای دوست

نعمت الله نور چشم من است

دیده ام نور او به او ای دوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۴۴چشم ما روشن به نور اوست
  2. غزل شمارهٔ ۳۴۵چشم ما روشن به نور روی اوست
  3. غزل شمارهٔ ۳۴۶چشم ما روشن به نور روی اوست
  4. غزل شمارهٔ ۳۴۷در خانقهی که شیخ ما اوست
  5. غزل شمارهٔ ۳۴۸چشم من روشن به نور روی اوست
  6. غزل شمارهٔ ۳۴۹هر چه بینی مظهر اسمای اوست
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۰ما را وجود نیست و گر هست وجود اوست
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۱بشنو ای دوست این سخن از دوست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.