پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۱

بشنو ای دوست این سخن از دوست

به حقیقت حقیقت همه اوست

همه عالم وجود از او دارند

لاجرم هرچه باشد آن نیکوست

تار و پود وجود می نگرم

می نماید دو تو ولی یک توست

زلف او مشک ناب می ریزد

مجلس ما ز بوی خوش خوشبوست

ذره از آفتاب روشن شد

ذره ذره ببین که آن مه روست

نزد یارم کجا بود اغیار

نبود دوستدار او جز دوست

نعمت الله که سید الفقراست

میر میران به پیش او انجوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۳اگر تو عاشق یاری به عشق دوست نکوست
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۴در دو عالم خدا یکیست یکیست
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۵دل ما با زبان یکی است یکیست
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۶موج و حباب و قطره درین بحر ما یکیست
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۷صورت و معنی درین دعوی یکی است
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۸آب جویای آب این عجب است
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۹قطره و دریا به نزد ما یکی است
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۰کار دل در عشقبازی بندگی است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.