پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۷

صورت و معنی درین دعوی یکی است

عاشق و معشوق ما یعنی یکیست

گر هزاران صورت است ای نور چشم

در نظر ما را همه معنی یکیست

عاشقان مست و مجنون بی حدند

آشکارا و نهان لیلی یکیست

گرچه بسیار است در جنت درخت

هشت جنت دیدم و طوبی یکیست

نعمت الله دنیی و عقبی بود

نزد عارف دنیی و عقبی یکیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۹قطره و دریا به نزد ما یکی است
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۰کار دل در عشقبازی بندگی است
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۱میخانهٔ دل طرب سرائیست
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۲هر شاهدی که بینم با او مرا هوائیست
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۳تن میرد و روح پاک باقی است
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۴دل جام جهان نمای شاهیست
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۵در این در به جز ما آشنا نیست
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۶با آفتاب حسنش مه نزد او هلالی است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.