پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۳

تن میرد و روح پاک باقی است

خواه حیدریست و خواه نراقی است

تن زنده به جان و جان به جانان

گه مغربی است گه عراقی است

خوش جام مرصعیست پر می

مائیم حریف و عشق ساقی است

معنی بنمود رو به صورت

این صورت و معنی نفاقی است

جاوید بود حیات سید

باقی به بقای حی باقی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۵در این در به جز ما آشنا نیست
  2. غزل شمارهٔ ۳۶۶با آفتاب حسنش مه نزد او هلالی است
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۷هرچه امروز حاصل ما نیست
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۸عشق را خود قرار پیدا نیست
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۹هر دل که به عشق مبتلا نیست
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۰چو میخانه سرائی هیچ جانیست
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۱موجود حقیقی به جز از ذات خدا نیست
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۲جان ما بی عشق جانان هیچ نیست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.