پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۷

هرچه امروز حاصل ما نیست

طلب آن مکن که فردا نیست

گر در اینجا ندیده ای او را

رؤیت او تو را در اینجا نیست

حق به حق بین که ما چنین دیدیم

دیده ای کان ندید بینا نیست

وانکه حق را به خویشتن بیند

دیده اش بر کمال گویا نیست

هر که گوید که حق به خود بیند

این سعادت ورا مهیا نیست

گرچه آبند قطره و دریا

قطره در وصف همچو دریا نیست

نعمت الله نور دیده بود

چشم هر کو ندید بینا نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۶۹هر دل که به عشق مبتلا نیست
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۰چو میخانه سرائی هیچ جانیست
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۱موجود حقیقی به جز از ذات خدا نیست
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۲جان ما بی عشق جانان هیچ نیست
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۳بی حضور عشق جانان راحت جان هیچ نیست
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۴شک به عدم نیست که او هیچ نیست
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۵در دل هر که عشق جانان نیست
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۶هر کرا درد نیست درمان نیست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.